تبليغاتX
همسايه آفتاب

 

همسايه آفتاب

اندكي صبر سحر نزديك است

کنفرانسهاي اينترنتي

دريافت صوت کنفرانس احكام گفتگو با نامحرم

دریافت صوت کنفرانس کنترل غرائز

دريافت صوت کنفرانس احکام امر به معروف و نهی از منکر

دريافت صوت کنفرانس احكام چت و گفتگو با نامحرم

كنفرانس هاي اينترنتي پرسمان هر شب از ساعت 20:30 الي 21:30 برگزار مي شود. براي شركت در اين كنفرانس ها بايد در زمان مشخص شده به يكي از آي دي هاي زير پيام بدهيد:
PorsemanNahad
Porseman1
Porseman2

منبع: www.porseman.org





 

گل حجاب، عطر عفاف

 

 

هيچ باغباني را سرزنش نمي كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است، چون باغ بي ديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي ماند.
هيچ كس هم با نام و بهانه «آزادي» ديوار خانه خود را بر نمي دارد و شبها در حياطش را باز نمي گذارد، چون خطر رخنه دزد، جدي است.
هيچ صاحب گنج و گوهري هم، جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذران نمي گذارد تا بدرخشد، جلوه كند و چشم و دل بربايد، چون خود جواهر ربوده مي شود.
هر چيز كه قيمتي تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مي رود.
هر چه كه نفيس تر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت لازمتر.
مگر نه اينكه آثار نفيس خطي را در موزه ها و ويترينها مي گذارند، تا با لمس دستهاي اين و آن، خراب نشود و از ارزش نيفتد؟!
اينها همه، فرمان عقل است و اقتضاي تجربه.
اگر در شيشه عطر را باز بگذاري، عطرش مي پرد.
اگر رشته مرواريد را در كمد و صندوق نگذاري و در آن را نبندي، گم مي شود.
اگر در مقابل پنجره خانه ات، توري نزني، از نيش پشه ها و مزاحمت مگسها در امان نخواهي بود.
وقتي راه ورود پشه ها را مي بندي، خود را «مصون» ساخته اي، نه «محدود» و زنداني.
وقتي در خانه را مي بندي، يا پشت پنجره اتاقت پرده مي آويزي، خانه خود را از ورود بيگانه و نگاههاي مزاحم در پناه قرار داده اي، نه كه خود را در قيد و بند و حصار افكنده باشي.
اين را هم عقل و تجربه ات فرمان مي دهد.
قرآن هم مي گويد: زنان خودآرايي و خودنمايي و عشوه گري نكنند، تا مورد آزار بيماردلان قرار نگيرند. (ر.ك: «فَلا تَخضَعنَ بِالقَولِ فَيَطمَعَ الّذي في قلبهِ مرضٌ» (احزاب، آيه 32 و 33 ؛ نيز نور آيه 30 و 31)
اگر براي ايمني از خطرها و آسودگي از مزاحمان، خود را بپوشانيم، نه كسي ايراد مي گيرد، و نه اگر هم ايراد بگيرد، اعتنا مي كني چرا كه سخنش را بي منطق و ناآگاهانه مي داني و مي بيني.
اينكه: «دل بايد پاك باشد»، بهانه اي براي گريز جاهلانه از همين مصونيت است و آويختن به شاخه «لاقيدي»، وگرنه از دل پاك هم نبايد جز نگاه و رفتار پاك برخيزد.
ظاهر، آيينه باطن است و ... «از كوزه همان برون تراود كه در اوست».
زن، به خاطر ارزش و كرامتي كه دارد، بايد محفوظ بماند و خود را حراج نكند و در بازار سوداگران شهوت خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند، نفروشد.
زن به خاطر لطافتي كه دارد، نبايد در دست هاي خشن كامجويان ديوسيرت، كه نقاب مهرباني و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنكه گل عصمتش را چيدند او را دور اندازند يا زير پايش له كنند.
زن به خاطر عصمتي كه دارد و ميراث دارِ پاكي مريم است، نبايد بازيچه هوس و آلوده به ويروس گناه شود.
گوهر عفاف و پاكي، كم ارزش تر از طلا و پول و محصول باغ و وسايل خانه نيست.
دزدان ايمان و غارتگران شرف نيز فراوانند.
سادگي و خامي است كه كسي خود را در معرض ديد و تماشاي نگاه هاي مسموم و چشم هاي ناپاك قرار دهد و به دلبري و جلوه گري بپردازد و خيال كند بيماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نيم اندازد و از زهر نگاه ها و نيش پشه هاي شهوت در امان مي ماند.
هر شاخه كه از باغ برون آرد سر در ميوه آن طمع كند راهگذر
بعضي از «نگاه»ها، ويروس «گناه» منتشر مي كنند و بعضي از چهره ها حشره مزاحمت جمع مي كنند.
تاريخچه اندلس و شكست مسلمانان و سقوط تمدن اسلامي در اسپانيا، مگر جز به خاطر هجوم فساد غربي به كانون عفاف و تقوي مسلمانان بود؟!
خراب كردن همه ديوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها نشانه تيره انديشي است، نه روشن فكري! علامت جاهليت است، نه تمدن.
مي گويي نه؟ به طومار كساني نگاه كن كه پس از رسوايي و بي آبرويي با دو دست پشيماني بر سر غفلت خويش مي زنند و بر جهالت خود لعنت مي فرستند.
كسي كه از «جماعت رسوا» نگريزد «رسواي جماعت» مي شود!
آنكه ايمان را به لقمه اي نان مي فروشد،
آنكه يوسف زيبايي را با چند سكه قلب عوض مي كند،
آنكه «كودك عفاف» را جلوي صدها گرگ گرسنه مي برد و به تماشا مي گذارد، روزي هم «پشت ديوار ندامت»، اشك حسرت بر دامن پشيماني خواهد ريخت، در آخرت هم به آتش بي پروايي خود خواهد سوخت.
از اول كه جامه عفاف، سفيد و شفاف است، نبايد گذاشت چرك آبه گناه بر آن بپاشد.
از اول بايد مواظب بود اين كاسه چيني نشكند و اين جام بلورين تَرَك برندارد.
از اول نبايد به پاي بيگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد، كه بوته هاي نورس عصمت را لگدمال كند.
ولي ... گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي شاخه شكست و گل چيده شد!!
به نقل از كتاب «از همدلي تا همراهي»                                                    

 

نويسنده : جواد محدثي





پيامدهاي روابط دختر و پسر پيش از ازدواج

 

از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] مي‏توان به اين امر پرداخت.
به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفت‏ها و آسيب‏هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيب‏ها اشاره مي‏شود:

1.
فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا مي‏شود اين گونه روابط و دوستي‏ها به انگيزه ازدواج شكل مي‏گيرد، ولي با كمي دقّت فهميده مي‏شود، روح حاكم بر اين گونه دوستي‏ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند.
در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستي‏هاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب‏ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي‏گيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه، زندي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي‏سازد.

2.
  ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران حل نمي‏كند بلكه بر مشكلات آنان مي‏افزايد.
اين گونه دوستي‏ها  و روابط اگر به ازدواج بي‏انجامد پس از مدتي از شكل‏گيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود مي‏گويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟
دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.
بر اين اساس اين گونه ازدواج‏ها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي مي‏گردد.
بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوج‏هايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مي‏كنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي‏شود. به گزارش ايسنا، دكتر «كاترين كوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي  كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند. وي افزود: به نظر مي‏رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق مي‏شود. وي در پايان گفت: مي‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏شود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5]


ادامه مطلب




 عفت ؛شرم و حيا 


عـفت در لغـت : خوددارى از چيزى كه حلال نيست ؛ پس عموميت دارد و مخصوص امور شهوانى نيست و مختص ‍ يك گروه از جامعـه كه زنها باشند هم نيست ؛ گرچه عنوان پاكدامنى مخصوص خانمها است .

الْعِفَّةُ : الْكَفُّ عَمّا لا يَحِلُّ
 عفت : (بكسر عين و فتح فاى مشدد) پارسايى ؛ پرهيز كارى ؛ پاكدامنى (فرهنگ عميد)
 عـفت . نهفتگى و پاكدامنى . پرهيزگارى و پارسائى و احتراز از محرمات خصوصاً از شهوات حرام .
يكى از فضايل اربعه نزد قدما : حكمت ، شجاعت ، عفت ، عدالت
 هرچند در ثمرات عفت تأ مل بيش كردم رغبت من در اكتساب آن زيادت گشت . (كليله و دمنه) .
 باعفت ؛ پارسا و زاهد و پاكدامن و با شرم و حيا و پرهيزكار .
بى عفت ؛ بى شرم و حيا .
 بى عفتى ؛ بى شرمى . بى حيايى . (دهخدا)
  در اصـطلاح منابع اسلامى : معـناى عـامى دارد كه شامل عفت در شكم (دورى از حرام خورى و پرخورى) ، دورى ازشهوت نامشروع ، پرهيز از گداى كردن و سائل بودن ، عفت در كلام داشتن و بدزبان نبودن ، صبر بر ندارى براى ازدواج و غير آن مى شود كه در روايات و آيات متوجه خواهيد شد .
 ريشه عـفت چـهار بار در قرآن كريم آمده كه دو بار مربوط به امور اقتصادى و دو بار مربوط به امور شهوانى

 


ادامه مطلب




حجاب حق الهي

 

قرآن کريم وقتي درباره حجاب سخن مي‌گويد مي‌فرمايد : حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن که نامحرمان او را از ديد و جنبه حيواني ننگرند و اين حرمت را مخصوص زنان مسلمان دانسته ، لذا نظر کردن به زنان غير مسلمان را ، بدون قصد تباهي جايز مي‌داند و علت آن اين است که زنان غير مسلمان از اين حرمت بي‌بهره‌اند.


قرآن کريم وقتي مسئله لزوم حجاب را بازگو مي‌کند علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان مي‌فرمايد: «ذلک اَدني اَن يَعرِفنَ فَلا يُوذين» (سوره احزاب _ 59) براي اينکه شناخته نشوند و مورد اذيت واقع نگردند» چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.

شبهه‌اي که در ذهنيت بعضي افراد هست اين است که خيال مي‌کنند حجاب براي زن محدوديت و حصاري است که خانواده براي او بوجود آورده و بنابراين حجاب نشانه ضعف و محدوديت زن است. راه حل اين شبهه در بينش قرآن کريم اين است که زن بايد کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرف نظر کردم همچنين مربوط به مرد هم نيست تا مرد بگويد من راضييم ، و همينطور مربوط به خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت دهند، حجاب زن حق الهي است.

حرمت زن اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه خانواده ، همه
اينها اگر رضايت بدهند قرآن راضي نخواهد بود چون حرمت زن به عنوان حق الله مطرح است و خداي سبحان زن را با سرمايه عاطفه آفريد که معلم رقت باشد و پيام عاطفه بياورد و اگر جامعه‌اي اين درس رقت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غريزه و شهوت رفتند به همان فسادي مبتلا مي‌شود که در غرب ظهور کرده. لذا کسي حق ندارد بگويد من به نداشتن حجاب رضايت دادم.

زن
به عنوان امين حق الله از نظر قرآن مطرح است يعني اين مقام و اين حرمت و حيثيت را خداي سبحان که حق خود اوست به زن داده و فرموده اين حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن آنگاه جامعه به صورتي در مي آيد که قرآن در آن حاکم است. جامعه‌اي که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرش اين است که نيمي از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آنها مادران هستند و ما چه بخواهيم، چه نخواهيم، چه بدانيم و چه ندانيم اصول خانواده درس رافت و رقت مي‌دهد و رافت و رقت در همه مسائل کارساز است.

 



مسافر صبح

 يك نامه به يك دوست

 

دوست عزيز و مهربانم سلام

 

خودت خوب ميدوني دلم برات خيلي تنگ شده,حال من خوب نيست.اما هميشه براي سلامتي شما دعا ميكنم.

مدتي است كه همه را از خود بي خبر گذاشتي,حتما ميدوني كه پدربزرگ مرد!براي پدرهم نفسي بيش نمانده.جمعه پيش سخت بيمار بود.از بستر بلند نميشد.چشم هايش پشت پنجره افتاده بود.به غروب آفتاب نگاه ميكرد.همون لحظه دلم گرقت,بغضم گرفت,نتونستم جلوي خودم رو بگيرم,رفتم تو حياط سرم رو گذاشتم روي ديوار.............اما پدر هنوز پشت پشت پنجره بود. قلبش ميتپيد.زمزمه ميكرد و مي گفت:

دوست را گر سر سپردن بيمار غم است         گوبران خوش كه هنوزش نفسي مي آيد

مادر و مادربزرگ خيلي بي تابي ميكنند.هرسال كه نرگس هاس باغچه شكوفه ميدهند آنها هم به خود وعده ميدهند كه امسال مي آيي.مادر ديگر خانه داري نميكند.معلم شده است,دعاي عهد درس ميدهد,به ماهي هاي حوض.مادربزرگ هم از كبوترها خبرت را ميگيرد,اما انگار كبوترها  هم بي خبرند با غصه سرشونو پايين مي اندازند.مادربزرگم هميشه اشك توي چشماش حلقه ميزنه,كنار جانمازش سرمو رو شونه هاش ميزارم,اونم هميشه زمزمه ميكنه: 


ادامه مطلب




حجاب در روايات

 رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودزنان در خانه به جايي که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آنها خيره مي‌شود. به آنان سوره نور را بياموزيد چون در اين سوره از تحريم و عقوبت زنا و نيز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به ميان آمده است

2)
اميرالمومنين عليه السلام در وصيت خود به امام حسن مجتبي عليه السلام فرمودبا پوشش و حجابي که براي همسرانت قرار مي‌دهي، چشم آنان را از هوس و حرام بازمي‌داري، چرا که حجاب براي آنها ثبات بيشتري به ارمغان مي آورد. از خروج بي‌حساب و بي‌رويه زنان جلوگيري کن، زيرا مفاسدي دارد؛ و اگر مي‌تواني، کاري کن که همسرانت غير از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند
...»

3)
ام سلمه مي گويد
:
روزي من و ميمونه خدمت رسول خدا بوديم که ابن مکتوم نابينا آمد. پيامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنيم و خود را بپوشانيم. ما گفتيميا رسول الله، ابن مکتوم که نابيناست و ما را نمي‌بيند

پيامبر فرمودآيا شما هم کوريد و او را نمي بينيد؟


4)
امام رضا عليه السلام در نامه‌اي به يکي از ياران خود نوشتنگاه به موي زنان حرام است، چون موجب تحريک و فساد است


منابع
:
بحار الانوار، ج 103، باب 61 و
62.
بحار الانوار، ج 104، باب 91





حجاب ماموريت ويژه زنان  

 

 

از جمله تفاوتهاي تکليفي زن و مرد، حجاب زنان مي‌باشد ، که بر زنان واجب شده است. حجاب همچنان که مي‌دانيم به معني "پوشيدن" بوده و در اصطلاح فقها ، کلمه "ستر" بکار رفته که به معني پوشش است. يعني اينکه زن، خود را به نحوي از ديد نامحرم پوشانده و جلب توجه نکند. که در سوره نور آيه 31 به اين حکم الهي اشاره شده است با اين بيان که ( و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را _ از هر نامحرمي _ فرو بندند و زيورهاي خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که _ طبعا _ از آن پيداست و بايد روسري خود را بر گردن خويش فرو اندازند و زيورهايهايشان را جز براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان _ هم‌کيش _ خود يا کنيزانشان يا کودکاني که بر عورتهاي زنان وقوف حاصل نکرده‌اند آشکار نکنند و پاهاي خود را _ به گونه‌اي به زمين _ نکوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مي‌دارند معلوم گردد. اي مومنان همگي _ از مرد و زن _ به درگاه خدا توبه کنيد اميد که رستگار شويد.)
در صورتي که زنان از عهده اين تکليف شانه خالي کنند نه تنها باعث از دست رفتن ارزش و کرامت انساني خود خواهند شد بلکه نتايج بدي نيز در جامعه بر جاي خواهد گزارد که در زير به طور فهرست وار اشاره مي‌گردد.

  • پشت پا زدن به قانون و فرمان الهي.
  • گسستن پيوند خانواده‌ها.
  • افزايش کودکان سرراهي و بي سرپرست.
  • بيماريهاي روحي و رواني.
  • فساد و بي بندوباري و شهوتراني
  • رکود فعاليتهاي اجتماعي
  • صرف هزينه‌هاي غير ضروري براي خريد وسايل آرايش و تهيه لباسهاي مبتذل.
  • عذاب الهي


زنان همچون مرواريدهايي هستند که اگر از صدفشان که همانا حجاب آنهاست بيرون بيايند مورد سوء استفاده و دستبرد آلودگان و غارتگران حريم عصمت و حيا واقع شده، ارزش و کرامت خويش را از دست خواهند داد و با جلوه‌گري و آرايش و عشوه‌گري باعث بروز بيماريهاي روحي و رواني جوانان، از هم پاشيدن بنيان خانواده‌ها، فساد و فحشا خواهند شد. در اينجا بد نيست جهت اهميت مطلب نگاهي گذرا به نامه‌اي که چارلي چاپلين به دختر خود نوشت بياندازيم تا روشن گردد که حجاب فقط يک بحث مذهبي نبوده و يک مسئله فرا مذهبي مي‌باشد.





اهميت حجاب در نظر فاطمه زهرا عليهاسلام

چند روايت درباره اهميت حجاب در نظر فاطمه زهرا عليهاسلام:
حضرت موسي بن جعفر عليه السلام
از پدران گراميش از حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام نقل فرمود که
:
روزي شخص نابينايي اجازه ورود خواست. فاطمه عليهاسلام برخاست و چادر به سر کرد
.
رسول خدا فرمودچرا از او رو مي‌گيري، او که تو را نمي‌بيند؟
»
فاطمه عرض کرداو مرا نمي‌بيند، اما من که او را مي بينم. و او اگر چه مرا نمي‌بيند ولي بوي مرا که حس مي‌کند

رسول خدا فرمودشهادت مي دهم که تو پاره تن مني


روزي رسول خدا از اصحاب خود پرسيدنزديکترين حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. اين سؤال به گوش فاطمه عليهاسلام رسيد. فاطمه فرمودنزديکترين حالات زن به پروردگارش وقتي است که در خانه اش بنشيند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد
.)»
وقتي رسول خدا اين سخن را شنيد، فرمودفاطمه پاره تن من است


اميرالمؤمنين عليه السلام مي‌فرمايد: روزي رسول خدا از ما پرسيدبهترين کار براي زنان چيست؟
»
فاطمه عليهاسلام پاسخ دادبهترين کار براي زنان اين است که مردان را نبينند و مردان نيز آنها را نبينند
»
رسول خدا فرمودفاطمه پاره تن من است
»

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه عليهاسلام کارها را بين او و علي عليه السلام تقسيم کرد و فرمود کارهاي منزل با فاطمه و کارهاي خارج از منزل با علي
.
فاطمه عليها سلام مي‌فرمايدهيچ کس نمي‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پيش چشم مردان معاف کرد


روزي فاطمه زهرا سلام الله عليها به اسماء فرمودچه بد است اين تخته‌هايي که بدن مرده را براي تشييع جنازه روي آن مي‌گذارند! زيرا وقتي زني را روي آن قرار مي دهند و پارچه اي بر بدنش مي کشند، حجم بدن او معلوم است

اسماء گفتمن که در حبشه بودم، مي‌ديدم مردم آنجا تابوتي از چوب درست مي‌کردند و مرده را داخل آن مي‌گذاشتند

سپس اسماء با چوب خرما تابوتي لبه‌دار درست کرد و به فاطمه عليهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسيار خوشحال شد و فرموداين خيلي خوب است. وقتي مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌اي روي آن بکشند، ديگر معلوم نمي‌شود مرده مرد است يا زنو فرمودپس از مرگم، مرا در همين تابوت بگذاريد

منابع:

· بحارالانوار، ج 43